حامد زرگری‌پور هستم! برنامه‌نویس نرم‌افزارهای تحت‌وب

من حامد زرگری‌پور هستم، برنامه‌نویس نرم‌افزارهای اختصاصی تحت‌وب.

اغلب اوقات با MySQL، PHP و XML کار می‌کنم و بیشتر از هرچیزی، ترکیب این سه تا رو دوست دارم.

علاقۀ زیادی به همۀ شاخه‌های علوم کامپیوتری و افراد فعال توی این زمینه‌ها دارم؛ به همین دلیل، همیشه سعی کردم وارد پروژه‌های متفاوت توی زمینه‌های متفاوت بشم تا هم بتونم افراد مختلف توی این زمینه‌ها رو بشناسم و هم اینکه از هرکدومشون چیز جدید یاد بگیرم.

بدون هیچ تعصب یا جهت‌گیری خاصی، خیلی از تجربیات و دانسته‌های خودم رو مدیون فرهنگ open source و جوامع فعال اون می‌دونم؛ در اختیار داشتن خیلی از ابزارهای کاربردی، دسترسی به منابع آزاد پروژه‌های بزرگ و موفق، امکان کمک گرفتن از جوامع فعال، همه و همه باعث شد تا بتونم چیزهای مختلفی یاد بگیرم تا هم به عنوان منبع درآمد شخصی و هم به عنوان یک‌جور تفریح و سرگرمی، از این تجربیات استفاده کنم.

سال‌های گذشته به دلیل‌های مختلف، -از جمله اینکه اغلب برای شرکت‌های مختلف بصورت پیمانکاری و یا کارمندی کار می‌کردم،- فرصت و حوصلۀ زیادی برای فعالیت‌های خارج از برنامه نداشتم؛ ولی با تغییراتی که اخیراً سعی کردم توی نوع فعالیت‌های کاری خودم ایجاد کنم، امیدوارم بتونم از این به بعد بیشتر از قبل با فرهنگ خوب open source هم راستا حرکت کنم و اگر بتونم، کمکی هم در حد توان خودم کرده باشم.

 


پاورقی:

دوران دبیرستان که بودم، دو تا سرویس دوست داشتنی بلاگ اسپات و بلاگ‌اسکای بودن -و هنوز هم هستن به نحوی- که برخلاف اکثر سرویس‌های بلاگ‌دهی، اجازه میدادن صفحات html خودتون رو بدون توجه به الگوهای قالب‌بندی اونها طراحی و منتشر کنید. به لطف این عزیزان و به همراه چند تن از همکلاسی‌ها، چند تا وبلاگ ساخته بودیم و اغلب مطالب غیرتخصصی می‌نوشتیم. تا اینکه چند سال بعدش به مرور با وبلاگ‌های چند توسعه دهندهٔ ایرانی از جمله سالار آشنا شدم که بیشتر اوقات تخصصی می‌نوشتن؛ با خودم فکر کردم چقدر فکر خوبیه که من هم وبلاگ‌های پخش‌وپلا و هفته بازاری خودم رو جمع کنم، وبلاگ تخصصی راه بندازم و در مورد چیزهایی که یاد می‌گیرم بنویسم.

بدون اینکه متوجه گذر زمان بشم، حدود ۵،۶ سال گذشت و من توی طرح و امکانات وب‌لاگ یا وب‌سایتم به نتیجۀ مشخصی نرسیدم. وقتی متوجه گذر زمان شدم، فهمیدم فکر کردن هم می‌تونه به اندازۀ فکر نکردن خسارت بار باشه!
بعضی اوقات چنان غرق فکر کردن و برنامه‌ریزی هستیم که یادمون میره هدف اصلی چی بود و چرا شروع کردیم…


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *